قوانین  قاچاق مواد مخدر در ایران وجهان:
یکی از معضلات مصرف مواد مسایل و مشکلات قانونی ناشی از آن ونحوه برخورد با معتادین می باشد و در این زمینه دیدگاه های متفاوتی وجود دارد که چند دیدگاه اصلی آن به این قرار است:
1. دیدگاه جرم انگارانه مطلق(اعتیاد یک جرم است  وباید با مصرف کنندگان وفروشندگان مواد به عنوان مجرم برخورد کرد)
2.دیدکاه بیمار انگارانه مطلق(اعتیاد یک بیماری بوده و باید از آن جرم زدایی شود)
3.دیدگاه غیر آسیب شناختی(مصرف مواد نه بیماری است نه جرم ویک رفتار کاملا طبیعی است ،همانطور که در بعضی شهر های مرزی کشورمان مصرف مواد جزیی از سنت و سفره پذیرایی در آمده است!!!)
4.انحراف اجتماعی  صرف(مصرف مواد یک رفتار نابهنجار بوده ولی در حد قابل تعقیب وجرم نیست،حالتی بین مورد1و3)
5.رویکرد چند وجهی باغلبه دیدگاه جرم انگارانه (که  ترکیبی از موارد 1و2و4 می باشد با غلبه مورد1)
6- رویکرد چند وجهی باغلبه دیدگاه بیمارانگارانه(که  ترکیبی از موارد 1و2و4 می باشد با غلبه مورد2)
دیدکاه سوم از نظر اکثر صاحب نظران غلط است  وطرفداران آن نیزعمدتا بین خود مصرف کنندگان است تا صاحب نظران .درمورد طرفداران دیدگاه چند وجهی هر چند بسیاری به دیدگاه متعادل از جرم انگاری و بیمار انگاری عقیده دارند ولی در عمل  به نظر میرسد که حتی طرفداران دیدگاه های چند وجهی هم معمولا به یکی از موارد 1یا2 گرایش  بیشتری دارند (  وبه همین خاطر این دیدگاه را هم به دو گرایش 5و6 تقسیم نمودیم ولی از دیدگاه نظری نه عملی می توان دیدگاه چند وجهی متعادل را هم به عنوان مورد7 در نظر گرفت ).
نویسنده دیدگاه  ششم  را با توجه به تجربیات تاریخی کشور های مختلف و مطالعات متنوع دیدگاه موفق تری ارزیابی کرده و در واقع این چند جمله را  نگاه واقع بینانه وحقیقت مصرف مواد  می داند:
A: اعتیاد یک " بیماری" جسمی و روحی روانی می باشد.
B: اعتیاد یک انحراف " اخلاقی " یا ضعف اخلاقی   محسوب نمی شود.
C: اعتیاد یک انحراف " اجتماعی "  و دارای جرم می باشد.
D: فرد معتاد به محض شروع ترک دیگر مجرم نیست اما تا مدت ها نیاز به درمان بیماری خود دارد (هنوز بیمار است).
تجربه نشان میدهد که سعی و تلاش در "کاهش عرضه" مواد به تنهایی پروسه ای کم نتیجه بوده و حتی بعضا نتیجه عکس هم داده است و در همین راستا  گرایش هم زمان به روشهای "کاهش تقاضا "  در کنار کاهش عرضه بسیار موثرتر می یاشد وبه عبارت ساده تر به جای اینکه با قاچاقجیان مواد مستقیم  رودرو  شویم سعی در کاهش گرایش مردم خود به مصرف مواد نماییم(که یکی از بهترین راه های آن آموزش از دوران نوجوانی و فر هنگ سازی در بین جامعه نسبت به  عوارض جسمی-روحی روانی واجتماعی مصرف مواد است که وزارت آموزش وپرورش  وصداوسیما در این زمینه نقشی کلیدی در پیشگیری اولیه دارد  وسپس نقش وزارت بهداشت ،سازمان بهزیستی وستاد مبارزه با مواد مخدر در پیشکیری سطوح 2و3 مثل برنامه های کاهش آسیب ودرمان مهم می باشد.)
"فقر فرهنگی وعدم آگاهی از فقر اقتصادی در شیوع اعتیاد نقش بیشتری دارد"
امروزه رویکرد  انحراف اخلاقی و گناه آلود به مصرف  کنندگان مواد(که بعضا تحت شرایط سخت مجبور به خرده فروشی مواد هم شده اند) اشتباه و از نظر اکثر صاحب نظران غلط می باشد و بهتر است این واقعیت که "مصرف مواد یک بیماری است نه انحراف اخلاقی" پذیرفته شود و نباید معتاد را فردی بی اخلاق دانست؛البته  با توجه به اینکه طبق تعالیم دینی مصرف هرچه به بدن آسیب برساند گناه است باید گفت که فرد معتاد هرچند شاید از نظر آسیب به بدن خود گناهکار باشد ولی این به این معنا نیست که وی دچار انحراف یا ضعف اخلاقی  می باشد(قویا باید گفت که فرد معتاد دچار انحراف اخلاقی نیست)
هر چند اعتیاد یک بیماری است ونه انحراف اخلاقی  ولی آیا می توان این را به این معنا دانست که انحراف اجتماعی هم نبوده و باید از آن جرم زدایی شود؟ پاسخ منفی است("اعتیاد جرم وانحراف اجتماعی است ") یعنی این  که  جرم زدایی  از مواد نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه تجربه نتیجه معکوس را نشان می دهد مثلا در سال 1970 سن مجاز مصرف الکل در آمریکا کاهش یافت ودر پی آن شیوع مصرف الکل نه تنها کم نشد بلکه افزایش یافت و در سال1987 مجددا سن مجاز افزایش و مصرف آن کاهش یافت(2*2=4!!)  ویا می توان اشاره به این موضوع کرد که در آمریکا 60 میلیون سیگاری،20 میلیون الکلی وسومصرف  کننده الکل وجود دارد ولی تنها 6 میلیون معتاد به مواد غیر قانونی وجود دارد(به نقل از ژورنات طب بریتانیا 11/2007)
نقص قانونی و اشکالات زیادی در قوانین جاری کشور ما وجود داشته که نیاز به تغییر دارد مثلا در کشور ما آخرین مصوبه قانونی مربوط به سال76 بوده که هنوز مواد اعتیاد آور جدید مثل ماده بسیار زیان آور شیشه وجود نداشت (جالب اینکه اکنون این ماده که به جرات زیان آور ترین ماده اعتیاد آور است مجارات کمتری از مواد دیگر دارد.)هنوز هم درکشور ما دیدگاه جرم انگارانه غلبه بیشتری دارد ولی چند صباحی است که این دیدگاه ها بهتر شده است وبرخوردها در حال آکادمیک شدن است وامید می رود دیدگاه ها به صورت جامعه شناسانه شده وبه آن دید درمانی –فرهنگی هم بشودوالبته در این زمینه علاوه بر وزارت بهداشت ،سازمان بهزیستی وستاد مبارزه با مواد مخدر نقش مهمی را دارا هستند.
درمورد میزان شیوع اعتیاد به مواد افیونی در کشور ما ، آمار های رسمی 2درصدجامعه یعنی حدود 1.5میلیون نفر را مبتلا می دانند ولی در آمارهای غیر رسمی این درصد 8 درصد گفته می شود که حدود 6میلیون نفر می شودودر ضمن باید گفت که این آمار فقط برای مصرف کنندگان مواد افیونی بوده وشامل مواد محرک مثل شیشه نمی شود واگر این موارد را هم اضافه کنیم به نظر این آمار به حدود 10 الی 15 درصد یعنی نزدیک به 10میلیون نفر میرسد!!!!!.........(مصرف کنندگان تفریحی  هم محاسبه نشده؟؟؟؟؟؟.....)
در نهایت جهت آشنایی بیشتر ابتدا  تاریخچه و سپس عین متن آخرین قوانین جاری مرتبط با مصرف مواد در کشورمان برای شما آورده و  در آخر مقایسه ای هم با قوانین سایر کشور ها انجام می شود.
در ارایه مباحث بعدی از بعضی مطالب منابع زیراستفاده شده است:
1.فصلنامه اعتیاد؛مرکز ملی مطالعات ایران INCASشماره7و8
2.سایت ستاد مبارزه با مواد مخدر http://www.dchq.ir/html/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=215
3. سایت: www.hichkasamhamin.blogfa.com/post-114.aspx
4. www.tarikhaneh.com/raha/ghavanin/main.htm


جهت اطلاعات بیشتر به قسمت تاریخچه مراجعه کنید